امروزه یکی از مباحث داغ در محافل تخصصی و دانشگاهی بین صاحبنظران علوم هنر، شهرسازی و معماری پیرامون معماری ایرانی و یا معماری و شهرسازی ایرانی_اسلامی است که اختلاف نظرات زیادی را به دنبال داشته است. بسیاری از علوم مدرن در بین صاحب نظران متمایل به جهانبینی اسلام پسوند “اسلامی” به خود گرفتهاند. مانند اقتصاد اسلامی و یا طب اسلامی. اما در تمامی این علوم مخالفان زیادی برای اطلاق پسوند “اسلامی” در پس واژگان پایه آنها وجود دارند.
معماری و شهرسازی هم از این کشمکشها در امان نبوده و همواره معماران و شهرسازان کشورمان بر سر این موضوع با هم جدال علمی داشتهاند. در این نگارش برآنیم تا برای همیشه خط بطلانی بزنیم به این دعوای بیپایان که تداعی کننده تقدم مرغ و تخم مرغ بوده است!
آیا اساسا چیزی تحت عنوان معماری اسلامی داریم؟
طرفداران نظریه معماری اسلامی بر این باورند پس از استقرار اسلام ارزشها و اصول بنیادین زندگانی جوامع مسلمان ابنیه و شهرهای آنان را تحت تاثیر عمیقی قرار داده که منجر به نمود این ارزشها خلق فضاهای آنان شده است. در مقابل مخالفان بر این باورند که چیزی به عنوان معماری ایرانی و اسلامی به عنوان یک سبک یا مکتب هنری داریم. در نهایت پس از مطرح کردن استدلالهایشان در این باره به این گزاره میرسند چیزی که ما میتوانیم بگوییم وجود دارد، شهرسازی و معماری در دوره اسلامی است.
بنظر میرسد این مجادلات بیشتر از آنکه علمی بوده و اهداف پژوهشی را دنبال کنند، پس لرزههای اختلافات ایدئولوژیک فی ما بین صاحبان کرسیهای هیئت علمی است و شاید این دعوای بی پایان از ابتدا میتوانست بوجود نیاید. تا اینکه اندیشمندان عرصه معماری را بخاطر یک نام مقابل به مناظره و منازعه نکشاند.
اما مطلبی که میتوان به آن اعتراف کرد این است که جهان بینی اسلامی که خود منشعب از قرآن و زندگی پیشوایان آن است بر مبنای اصول و پایههایی بنا شده که دانشمندان مسلمان و یا علاقه مند به نگرش اسلامی از آنها در تخصص خود الهام گرفته اند. بر همگان روشن است که هدف دین اسلام توصههای پزشکی، ساختمانسازی و یا پیشرفت اقتصادی نبوده است. لکن برای تعیین نظامات فکری و عملی خود در زمینههای زیادی راهکار و چارچوب ارائه داده است. همچنین اگر با یک نگرش مکتبی نگاه کنیم در مییابیم این الهامات مختص به راهکارهای مستقیم و دستورات مشخص نبوده و نیستند. بلکه میتوانند از منشعب شده از اصول اعتقادی دین اسلام باشند. اصولی که روح حاکم بر علم و هنر را تحت تاثیر قرار میدهند. در ادامه با ما همراه باشید تا به برخی از آنان اشاره کنیم.
اصول الهام بخش تفکر اسلامی در معماری و شهرسازی
توحید (یگانگی خداوند)
این اصل، بنیادیترین اصل و پایه گزار اصول دیگر است.
تجلی آن در خلق فضا اصالت وحدت است. کل بنا به عنوان نمادی از وحدانیت خداوند طراحی میشود. این وحدت در کثرت (تنوع عناصر) و همچنین وحدت در کلّیت بنا دیده میشود. برای مثال:
حیاط مرکزی: قلب تپنده بنا (مانند مساجد، خانهها و مدارس) که سایر فضاها حول آن سازماندهی میشوند، نماد وحدت است.
سلسله مراتب: حرکت از فضای شلوغ و کالبدی بیرون به سوی فضای آرام و معنوی درون، نماد سیر از کثرت به وحدت است.
گنبد: به عنوان نماد آسمان و عرش الهی، نقطه تمرکز و وحدت بخش فضای زیرین خود است.
۲. احترام به طبیعت و هماهنگی با آن
بناهای مسلمانان نه در تقابل، بلکه در هماهنگی با طبیعت ساخته میشود. استفاده از عناصر طبیعی نظیر آب (حوض، فواره، جوی)، گیاهان (باغهای بهشتی یا “چهارباغ”) و نور طبیعی به عنوان عناصری زنده و معنابخش. طراحی فضا بر اساس شرایط آب و هوایی منطقه مانند ساخت بادگیر در یزد، ایوانهای عمیق در اصفهان و دیوارهای ضخیم در کویر برای ایجاد آسایش حرارتی از این نمونه اند.
نگاه درونگرا
بناها غالباً دیوارهای بیرونی ساده و فضاهای داخلی غنی دارند که این نیز نوعی ایجاد بهشت خصوصی و حفظ حریم از محیط بیرون است. ارزشهای اخلاقی و اهمیت نظام خانواده در اسلام زمینه ساز ارزشمندی حریم خصوصی و تفکیک ملموس فضای خارجی و داخلی است. بدین صورت که محیط اندرونی از اتاق میهمان جدا میگردد. همچنین در طراحی معماری تلاش میگردد که هر یک از اعضای خانوده بالاخص دختران اتاق خصوصی داشته باشند.
تعادل و تناسبات ریاضی (هندسه مقدس)
هندسه نه تنها یک ابزار کاربردی، بلکه زبان بیان حقیقت و نظم عالم است.
دایره (نماد وحدت و بیپایانی)، مربع (نماد زمین و ثبات) و مثلث که در ترکیب با هم، شبکههای پیچیدهای مانند “شمسه” و “گره” را میسازند.
استفاده از نسبتهای هندسی مانند نسبت طلایی در ابعاد اتاقها، ارتفاع منارهها و اندازه گنبدها برای ایجاد حس زیبایی و تعادل. الگوهای هندسی نیز به صورت ریتمیک و بیپایان تکرار میشوند تا بیننده را به فراتر از جهان مادی سوق دهند.
تزیینات معنادار و انتزاعی (پرهیز از بتپرستی)
به دلیل منع تصویرسازی موجودات زنده (در برخی دورهها و مذاهب)، هنرمندان اسلامی به سمت هنر انتزاعی و تزیینی سوق داده شدند.
- استفاده از آجرکاری، کاشیکاری و گچبری با الگوهای پیچیده هندسی که نماد نظم کائنات است.
- نقشهای گیاهی انتزاعی که در هم میپیچند و نماد بهشت و حیات ابدی هستند.
- استفاده از آیات قرآن کریم و احادیث به عنوان والاترین شکل تزیین. خطوط کوفی، ثلث، نستعلیق و… خود به اثر هنری تبدیل میشوند.
- استفاده از کاشیهای معرق و هفترنگ برای شکستن نور و ایجاد جلوههای رنگی متغیر و اثیری.
خلوت در مقابل جلوت
معماری بناها در دورههای اسامی در نماهای بیرونی اغلب ساده و بیآلایش است و شکوه خود را در درون نمایش میدهد. دیوارهای بیرونی مساجد و خانهها اغلب ساده و عاری از تزیینات افراطی است. تمرکز بر فضای داخلی به عنوان حریم خصوصی و معنوی ساکنان. این میتواند از توصیههای اخلاقی مبتنی بر پرهیز از ریا و خودنمایی گرفته شده باشد.
کاربردگرایی و پاسخ به نیازهای اجتماعی
بناهای مذهبی همواره در خدمت جامعه و نیازهای آن بوده است. ایجاد فضاهای عمومی (مانند شبستان وسیع مسجد) حاکی از این حقیقت است. به طور کلی ساخت مجموعههایی شامل مسجد، مدرسه، بازار، کتابخانه، بیمارستان و آبانبار که نیازهای عام المنفعه را در یک مکان برطرف میکند و یا پیدایش مفهوم “وقف” گویای چنین حقیقتی است
همچنین همانگونه بیان شد طراحی فضاها به گونهای است که حریم خانوادگی و خصوصی کاملاً حفظ شود.
استفاده هوشمندانه از نور و سایه
نور تنها برای روشنایی نیست، بلکه نماد “نور الهی” است. استفاده از نورگیرها، روزنهها و پنجرههای مشبک (ارسی) برای فیلتر کردن نور خورشید و ایجاد سایه-روشنهای متغیر و روحانگیز. نور شدیدی که از گنبدخانه به داخل میتابد، نماد فیض الهی است که از آسمان به زمین میرسد.
جمع بندی و نتیجه گیری
امروزه با پیدایش پاردایمهای مدرن بسیاری از این مفاهیم ارزشمند رنگ باخته اند. اما معماری در ایران پسا اسلام همراده تجلّی عینیت یافته جهانبینی اسلامی بوده است. در این معماری، زیبایی، عملکرد، معنویت و دانش (به ویژه ریاضیات و هندسه) در هم میآمیزند تا فضایی را خلق کنند که نه تنها نیازهای مادی انسان را برطرف کند، بلکه روح او را نیز سیراب کرده و به تعالی برساند. این اصول به گونهای هستند که در عین وحدت موضوع، در مناطق مختلف جغرافیایی (از اسپانیا تا هند) با استفاده از مصالح بومی و تحت تأثیر فرهنگهای محلی، جلوههای متنوع و بینظیری را به وجود آوردهاند.
اگر این حقیقت را در نظر بگیریم جدال برسر واژه معماری اسلامی تهی از معنا خواهد شد. به امید اینکه مفاهیم عمیق و اثرگذار گذشته را در روح و کالبد جامعه خود گسترش دهیم.

